سلطان محمد ميرزا قاجار

195

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

مانديم . همه‌جا آب شط از ميان دو كوه سخت و دره جارى است . در اين كوهها ، درخت بلوط و درختهاى جنگلى ديگر هست . آبهاى مختصر داخل شط مىشود . طرفين شط بعضى آباديها و محل زراعت دارد . سكنهء آنها اكراد [ ند ] . [ از ] جاهاى باصفاى خوش‌هوايى است . همه‌جا كبك زياد است . حمام قدرت سه‌شنبهء بيستم روانه شده ، هشت ساعت كلك رانده . در جايى از كنار شط كه موسوم است به حمام قدرت ، آب گرمى دارد كه بر روى او از قديم طاقى زده‌اند و در اطراف سنگهاى چشمه ، كبريتى سفيدرنگ بسته شده است . « 10 » اين آب در يك محل از سه چشمه بيرون مىآيد . زير اين حمام ، باغستان بسيار كمى دارد . سمت ديگر شط دهى است . همه‌جا آب شط از ميان دو كوه [ و ] دره مىآيد . درختهاى جنگلى خاصه چنار زيادى دارد . از دو سمت شط دور و نزديك [ 120 ب ] دهات آباد و مزارع باصفاى خوش هواى خوبى است . رودخانه‌هاى متعدد از اين كوهها داخل شط مىشود . يكى از آنها رود بزرگى است . همه‌جا كبك بسيار است و در كنار شط مرغ آبى زياد . سكنهء اين آباديها همه كردند [ و ] از طايفهء يزيدى . شب هوا بسيار منقلب و سرد شد . باران بسيار شديدى باريد . روز ديگر سه ساعت به غروب آفتاب مانده ، هوا باز شد . چهارشنبهء بيست و يكم سه ساعت قبل از مغرب ، كلك رانده به قدر نيم ساعت كه گذشت باد و باران و موج آب به‌طورى شدت كرد كه سه مرتبه قطع بر غرق شدن كرديم . بسيارى از اسباب و بار به آب افتاد . عاقبت تر شده و خيسيده ، به هزار زحمت و مرارت به فضل خدا كلك را به كنارى آوردند . كلكها را در كناره بسته ، خود از شدت سرما و باد و باران از كوه بالا رفته ، به مغاره پناه برده تا صبح تر و گرسنه به سر برديم . هوا باز نشد . لابد [ 121 آ ] رفتيم به ده كوچكى كه در يك ساعتى ميان كوه بود و سكنهء آن كرد . دو شبانه روز در آن بيغوله به سر برده ، روز شنبهء بيست و چهارم ، به فضل الله هوا مساعدت كرد [ ه ] ، سوار كلكها شده ،

--> ( 10 ) . مقصود رسوب مواد و املاح معدنى چشمه‌هاى آب گرم است ، مثل گوگرد .